بی دقتی تا چه حد آخه
بازم همون ایرادای قبل
سخته
خیلیم سخت و گیج کننده ست
خودم وقتی نگاه می کنم (قبل از موعد) چیزی متوجه نمیشم
اما همین که میبرم پیش استاد، با نگاه اول میگن اینجا یا اونجاش به کلیت
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 3:12
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 3:12
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 3:12
هانیه یکی از چند دختر با محبت کلاسمه
توی کلاسم دو تا هانیه دارم
یکی ساداته و دیگری عام
منظور من دومیه ست
مامانش مریضه :'(
توی خونه ایم که مادر مریض باشه وضع مشخصه :'(
خدایا
تو رو به پهلوی شکسته مادر
با اون لحظه ای که بین در و دیوار بودن
به اشکهای غریبانه علی
قسمت میدم هیچ مادری در بستر بیماری نباشه
آمین
+ بچه ها، دعاش می کنید مگه نه؟
خیلی خیلی دعاشون کنید.
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 3:12
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 3:12
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 3:12
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 3:12
به پایان آمد این دفتر
حکایت همچنان باقیست
+ مگه من حرفی از رفتن زدم؟؟؟؟
اینجا حسب و حال محبوبه شب نوشته میشه دوست عزیز
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 3:12
چرا بچه های کوچولو باورشون نمیشه ما آدم بزرگام مامان داریم؟
+این چندمین باره که از مامانم حرف زدم و بچه ها یکی یکی پرسیدن خانم مگه شما مامان دارین؟
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 3:12
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 3:12
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 5:16
واقعا مبارکم باشه : )
چه لذت بخش و شیرینه.
اولی حقوقمو میگم ^_^
امروز اولین حقوق رسمی مو دریافت کردم.
تو راه برگشت نشد که برم شیرینی فروشی و همه رو مشعوف کنم.
الانم که بسته ست.
یکی دو ساعت دیگه میرم شیرینی اولین حقوقمو می خرم.
+تا بیست و هفتم باید بریم مهد -__-
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 5:16
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 5:16
بحول و قوه الهی نود و شش هم به تاریخ پیوست.
درسته که این دقایق آخر چشام اشکی بود ولی خیلی خوشحالم از اینکه تموم شد.
فقط دعا می کنم حوادث نود و شش دیگه توی نود و هفت تکرار نشه. :| نه معدنی منفجر بشه، نه زلزله ای بیاد، نه قطاری از ریل خارج بشه، نه اتوبوسی چپ بشه، نه سیلی بیاد، نه کشتی یی تو دریا بسوزه، نه هواپیمایی سقوط کنه. (آمین)
(خدایا ما این همه پوست کلفت بودیم و خودمون خبر نداشتیم؟! :|)
+از بیست و پنج سالگیم تنها ۲۹ روزه دیگه مونده -_-
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 5:16
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 5:16
درسته که تلخ بود و برای من مثل زهر مار بود ولی تونست کمی سرحالم بیاره و جلو مهمونامون آبرو ریزی نکنم و بی حال نباشم ولی دیگه نه تا این حد!
ملت همه خوابن اونوقت منه فلک زده عینهو جغد چشام بازه بازه -_-
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 5:16
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 5:16
برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: جمعه 10 فروردين 1397 ساعت: 5:16